جناب آقاجاني سلام.
ديشب مطلع شدم دو دهه رياست شما بر فدراسيون كوهنوردي پايان يافت و سكان هدايت اين فدراسيون به جناب محمدحسين هوايي سپرده شد. رياست كه چه عرض كنم!؛ حكومتي بود براي خودش ، آنهم از سال 62 تا 83 !؛
شايد واژه تنفر ، واژه زيبايي نباشد اما يقين دارم كه براي شما واژه غريبي نيست و نياز به معنا كردن هم براي شما ندارد. آري واژه نفرت برايتان بسيار آشناست در مقابل واژه زيباي همنورد كه خيال نكنم معنا و مفهومش را بخاطر داشته باشيد. مي دانم ، در طول اين سالها به خصوص سالهاي اخير كمتر كسي شما را با نام همنورد خواند. چرايي آن هم كاملا مشخص است براي شما و خيل كسان ديگر. پس در اينجا بهتر است به آن اشاره اي نشود.
جناب آقاجاني ، مطمئنم اكنون كه كنار رفته ايد ديگر كسي سخني از سهميه صعودها به ميان نخواهد آورد. آري گذشت. هر چند دير اما گذشت؛
جناب آقاجاني در طول اين سالها ، آنقدر مسيري را اشتباه طي كرديد كه تمام كارهاي نيكي كه براي كوهنوردي اين كشور انجام داده بوديد كمرنگ و يا حتي محو شود. واقعيتي است بهر حال. و خوب مي دانيد و مي دانم كه واقعيت را نمي شود انكار كرد؛
پس به من حق بدهيد كه از رفتنتان خوشحال شوم. جناب آقاجاني ، فراموش نكنيد كه ما افرادي نيستيم كه بخاطر منافع شخصي خودمان ، سكوت كنيم و در مقابل كسي سر تعظيم فرود آوريم.!؛ نه ما را با افراد دورويي كه اطرافتان را گرفته اند اشتباه نگيريد. لطفا!؛
پس مطمئن باشيد هيچكدام اينها باعث نمي شود نكات مثبتتان را فراموش كنيم؛
باقي بقايتان
احسان بشيرگنجي